خرید بک لینک
تنها میان غربت دنیا چه میکنی؟ دلبر که نیست، با دل تنها چه میکنی؟ از تُنگ کوچک ات به تقلا گریختی با کوسه های وحشی دریا چه میکنی؟ یوسف پس از رها شدن از چاه بی کسی... در بند انتخاب زلیخا چه میکنی؟ امروز در تلاش فراموش کردنی... دیروز رفت،با غم فردا چه میکنی؟ ای پیرمرد خسته و دل تنگ اورشلیم با خاطر

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 0:24

به رفتن تو سفر نه، فرار میگویند

به این طریقهی بازی قمار میگویند

به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد

هنوز مثل گذشته «نگار» میگویند

اگر چه در پی آهو دویدهام چون شیر

به من اهالی جنگل شکار میگویند

مرا مقایسه با تو بگو کسی نکند

کنار گل مگر از حُسنِ خار میگویند؟

تو رفتهای و نشستم کنار این همدم

به این رفیق قدیمی سه تار میگویند

#کاظم_بهمنی

#قمار_بازی

#ofm69

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 19:51

میتوانی بروی قصه و رویا بشوی راهیِ دورترین گوشهی دنیا بشوی ساده نگذشتم از این عشق، خودت میدانی من زمینگیر شدم تا تو مبادا بشوی آی… مثل خوره این فکر عذابم میداد چوب ما را بخوری ورد زبانها بشوی من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی دانهی برفی و آنقدر ظریفی که

برچسب: نویسنده: پرهام اکبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 19:51

صفحه بندی